السيد موسى الشبيري الزنجاني
6938
كتاب النكاح ( فارسى )
با اين ادبيات امروزى آن عبارتها را نمىتواند درست كند . جاى مناقشه بحث در اين كه آيا اصل عقلائى در اينطور موارد هم هست يا نه وجود دارد . ما مطمئن نيستيم كه چنين اصلى باشد . منتها در مدارس از اول ، اصل عدم نقل را مىشنويم و خيال مىكنيم كه اين وحى منزل است يا يك برهان رياضى بر آن هست و با تكرار از اصول موضوعه مىشود . به نظر ما بايد اصول را با فطريات تطبيق كنيم و ببينيم كه بالفطره در چه مواردى اصول قابل اعمال و تطبيق است . ما نمىتوانيم اصل عدم نقل را همه جا بپذيريم . حال اگر در مبينات اين اصل را قائل شويم و بگوييم كه اين دسته از الفاظ كه امروز مبين هستند ، در قديم نيز همينطور بوده و هميشه همين معنا را داشتهاند ، بازهم اين پرسش باقى است كه آيا اين اصل در جملاتى كه حالا معانى مختلف پيدا كرده نيز جريان دارد يا نه ؟ با توجه به اينكه انسان مىفهمد كه تعدد معنا به تدريج پيدا مىشود و به طور دفعى معانى متعدد به وجود نمىآيد ، اگر در زمان ما معناى جملهاى در اثر تعدد معانى مشتبه شد آيا مىتوانيم همين را بگوييم كه از اول هم مشتبه بوده است ؟ به نظر ما اين هم مشكل است و اشكال آن از فرض پيشين هم بيشتر است . از سوى ديگر مىدانيم كه بعضى ظهوراتى كه شىء پيدا مىكند در اثر جو حاكم بر محيط است ، گاهى در اثر جو ، از لفظ معنائى متفاهم مىشود و در محيطى ديگر و جوى ديگر معناى ديگرى متفاهم مىشود ، يا مثلًا در يك مكان و زمان و يا ادبيات چيزى ، زيبا تلقى مىشود و در مكان و زمانى ديگر و يا در بعضى از ادبيات ديگر ، كهنه مىشود . مثلًا در محيطى همه حرفها در مورد سواد و علم زيد است ، در اين محيط اگر گفته شود كه عمرو مانند زيد است ، متفاهم از اين تشبيه همين چيزى است كه در اين جو و محيط رواج دارد كه يعنى از نظر علمى شبيه او است ، و بعد مدتى مىگذرد و مسأله اخلاقى زيد مطرح مىشود ، در چنين جو و محيطى مردم از جنبه اخلاقى زيد ، خاطره دارند ، اينجا اگر گفتند كه عمرو مانند زيد است ، متفاهم راجع به